الف - سال نو مبارک

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

سال نو را به تمامی ایرانیان و ایران دوستان و کسانی که قلبشان به عشق ایران عزیز میتپد تبریک عرض میکنم انشاالله سال پر برکت و خوبی داشته باشید و سر سفره هفت سین منم دعا کنید

ب - آزادی و قانون

به دوستان عزیز قول داده بودم که نظرم را در مورد این دو واژه بیان کنم که به علت مشغله ایام عید به تاخیر افتاد که از همه عزیزان عذر میخوام به هر حال من اصولا سیاسی نیستم و این مطالب که مینویسم نظر شخصی خودم است امیدوارم علما و اهل فن سیاست اگر نظر من را مغایر با نظرات خودشان دیدند مرا عفو کنند

آزادی

آزادی در لغت به معنی رها شدن از قید و بند یا ضابطه ای است

من با واژه آزادی تقریبا نزدیک به بیش از ۳۰ سال است که آشنایم یعنی زمانی که نوجوانی بیش نبودم و انقلاب با شعار استقلال و آزادی شکل گرفت در آن زمان ما آزادی میخواستیم در حالی که آزادی ای که بعضی ها الان خواهان آن هستند داشتیم

هر روز که وبلاگ های مختلفی را میبینم در آنها درخواستهای زیادی برای بدست آوردن آزادی وجود دارد برای همین نیز بر آن شدم در این رابطه مختصری بنویسم

با توجه به معنای لغت بالا  :  آزادی یا رها شدن در چه حد و حدودی ؟

آیا ما میتوانیم آزادی ای داشته باشیم که بی حد و حصر باشد ؟

آیا جامعه آرمانی ما این آزادی که مد نظر ماست را محدود نمیکند ؟

نقش قانون یا عنصر محدود کننده آزادی در روابط اجتماعی چیست ؟

اصولا ما که خواهان آزادی هستیم چرا قانون را وضع میکنیم تا مانع از آزادی ما شود

اگر قانون نباشد آزادی معنا دارد ؟

سوالات بالا سوالاتی است که من همیشه از خودم میپرسم و گاهی هم هنگ میکنم

در این مقاله سعی میکنم جواب سوالات فوق را بدهم تا بهتر نظرم را بیان کنم

۱- آزادی یا رها شدن در چه حد و حدودی ؟

همه انسانها طالب بدست آوردن آزادی و به تبع آن قدرت هستند و برای آن نیز حد و حصری نمیشناسند عنصر آزادیخواهی و رهایی بخشیدن خود از قید و بندها در روح و روان انسانها نهفته است

۲- آیا ما میتوانیم آزادی ای داشته باشیم که بی حد و حصر باشد ؟

 ما نمیتوانیم بدون در نظر گرفتن خواسته های دیگران به خواسته های خودمان که همان آزادی عمل است را بدست بیاوریم مسلما چون آزادی کامل ما مساوی است با محدود کردن آزادی دیگران

بعنوان مثال چنانچه چشمه آبی در محدوده یک کوه قرار داشته باشد و من بخواهم با استفاده از آزادی خودم دور آن را دیوار کنم و از آب آن استفاده کنم مسلما باید آزادی دیگران را محدود کنم و اگر آنها هم بخواهند با استفاده از آزادیشان این آب را بدست بیاورند مسلما نزاع و هرج و مرج بوجود خواهد آمد

۳- آیا جامعه آرمانی ما این آزادی که مد نظر ماست را محدود نمیکند ؟

مسلما تمامی دوستانی که در رابطه با آزادی قلمفرسایی میکنند به جامعه و نظامی می اندیشند که آزادی مورد نظرشان در آن نظام پویا و شکوفا شود

آیا چنین جامعه ای میتواند بدون محدود کردن بخشی از آزادیها به راه خود ادامه دهد ؟ جواب این سوال را به خودتان وا میگذارم

قانون

چون در نظر دارم که جواب سوالات بالا را بدهم به مبحث مهم قانون بر میخوریم همه میدانیم که قانون عامل بازدارنده در تمامی جوامع است و جتی مذاهب هم بر اساس قانون استوار هستند قانون است که به ما امر و نهی میکند که این کار را بکن یا آن کار را نکن قانون است که آزادی عمل را از افراد میگیرد

یکی از دوستان در نظریات بخوبی اشاره کرده بود که آزادی و قانون لازم و ملزوم همند و هرکدام بدون دیگری بی معناست

قانون چیست ؟

قانون مجموعه روشهایی است که برگرفته از آداب و رسوم و فرهنگ و سنتها و روشهای عقیدتی و دینی و . . . یک اجتماع است که بایدها و نباید های آن جامعه را مشخص میکند مثلا طبق قانون ایران ایام عید نوروز تعطیل است و طبق قانون کشورهای غربی ایام کریسمس تعطیله که نشان از سنتها و ادیان متفاوت در این دو نوع اجتماع است 

۴- نقش قانون یا عنصر محدود کننده آزادی در روابط اجتماعی چیست ؟

مهمترین نقشی که قانون دارد این است که محدوده آزادی افراد را تعریف میکند مثلا در قانون ازدواج و طلاق را تعریف کرده و محدوده اختیارات و دارائی ها و حق و حقوق طرفین را مشخص نموده که با تغییراتی در تمامی قوانین کشورها وجود دارد

۵-  اصولا ما که خواهان آزادی هستیم چرا قانون را وضع میکنیم تا مانع از آزادی ما شود ؟

انسانها وقتی بصورت اجتماعی گرد هم آمدند و معنای زندگی جمعی را فهمیدند چون در ابتدا هر کس از آزادی خود برای بدست آوردن مایحتاجش استفاده میکرد در نتیجه افراد قوی براحتی هرچیزی را بدست می آوردند و افراد ضعیف پایمال میشدند بنابر این انسانها نیاز به قانون را به شدت احساس کردند و قوانین را وضع کردند تا بر اساس آن ضعفا هم بتوانند به حق خودشان برسند

۶- اگر قانون نباشد آزادی معنا دارد ؟

با توجه به مطالب بالا نتیجه میگیریم آزادی و قانون مکمل هم هستند

حال بر میگردیم به این مسئله که در هیچ جامعه ای آزادی ای که گفته میشود وجود ندارد حتی همان آزادی بیان

بعنوان مثال آیا کسی جرات میکند در یکی از کشورهای غربی بگوید من از اعضای ارشد القاعده یا طالبان هستم بی آنکه سر از گوانتانامو در نباره و بعد از چند سال بگویند اشتباهی دستگیر کردیم

از تمام دوستان عذر میخوام که با این سواد اکابرم سرتون را بدرد آوردم

ج  - امروز اول فروردین تولدمه

 

 


 

نوشته شده توسط حالگیر در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت