تبليغاتX
 New Page 5

alert حالگیری

چگونگي ساختن Autoran

براي راه اندازي خودكار يك فايل به صورت اتوران از روي سي دي يك فايل با نام Autorun.inf شاخه اصلي سي دي قرار داده مي شود اين فايل را به كمك يك برنامه ويرايشگر متن مانند notepad بسازيد ساختار معمول اين فايل به صورت زير است:

[autorun]

open = setup.exe

icon = setup.exe

قرار دادن اين فايل در ريشه سي دي سبب ميشود كه برنامه setup.exe در هنگام قرار دادن سي دي در داخل سي دي درايو به صوررت خودكار اجرا شود در صورتي كه فايل setup.exe در ريشه اصلي نباشد و در شاخه ديگري قرار داشته باشد بايد مسير را به طور كامل ذكر كرد مانند:

open = \installfolder\setup.exe
 
توضيحاتAutoran

 نام فايل Autorun.inf

[Autorun]
open =setup.exe
icon=setup.exe,0 يا icon=icon.ico

اگه آيكون فايل اجرايي بود بايد با ويرگول باشد

 

با تشکر از امیر مهدی عزیز

راستی برای ساختن چنین فایلی ابتدا باید در قسمت فولدر آپشن تیک عدم نمایش پسوند فایل برداشته بشه در غیر این صورت فایل ساخته شده به صورت Autorun.inf.txt ذخیره خواهد شد


 

نوشته شده توسط حالگیر در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 23:50 موضوع | لینک ثابت


عاشورا در بندرعباس و نگاهی دیگر

امروز با هوای خوب و نسبتا متعادل مراسم عاشورای بندرعباس برگزار گردید

مصلی قدس مملو از جمعیت بود که چند عکس از خبرگزاری مهر براتون میگذارم

وقتی این سیل عظیم جمعیت را در عزاداری امام حسین (ع) که در حدود ۱۴۰۰ سال قبل به شهادت رسیده را میبینیم پی به قدرت شیعیان در حرکتهای انقلابی میبریم وقتی دینی از چنین پشتوانه ای برخوردار باشد هیچگاه ازبین نمیرود

شاید قبلا مردم بیسواد بودند و تصور میشد از روی نا آگاهی مقید به دین و مراسم مذهبی آن هستند ولی اکنون اکثریت مردم را اقشار باسواد تشکیل میدهد و این نشان از پشتیبانی آگاهانه دارد

انشاالله که این قدرت دینی در مسیر درست و در جهت پیشرفت حق و حق مداری پیش برود

کلیه عکسها مربوط به مراسم امروز میباشد


 

نوشته شده توسط حالگیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت


ماجراهای من و idsl (قسمت دوم )

دقیقا در روز ۲۰ آذر برخلاف وعده اشان سرویس من را قطع کردن و وقتی به شرکت مراجعه کردم گفتند اگر تا یک هفته بعد از نمایشگاه وصل میشد به شما آن ۱۵ روز تعلق میگرفت و اینکه ما امکانات فنی وصل را نداشتیم ربطی به این مسئله نداره   مجبور شدم در تاریخ ۲۲ آذر ماه یکماه شارژ کنم حدود سه روز از این موضوع گذشت که وقتی سیستم را روشن کردم و صفحه ای اینترنتی را وصل کردم صفحه ای حاوی دستورالعملی بود که میبایستی مثل دیال آپ کانکشن بسازیم و هر بار که سیستم را روشن میکنیم این کانکشن را فعال کنیم همان کار را انجام دادم و وارد اینترنت شدم فردای آن روز کانکت نمیشد وقتی تماس گرفتم گفتند باید مودمتان را بیارین تا برنامه ریزی کنیم خلاصه وقتی مودم را بردم بعد از چند لحظه تحویل دادند و مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان هم از من دریافت کردند چون امنیتمان را بالا برده بودند   از این به بعد دائما مثل دیال آپ قطع میشه ۲۰ دیماه بود که دوباره قطع شد و تماسی که گرفتم گفتند یکماهتان تمام شده وقتی بهشون ثابت کردم من ۲۲ آذر تمدید کردم ۲ روز وصل کردند ۲۶ دیماه برای تمدید رفتم جالبه که اعلاکردند اون دو روزی که بابت ماه قبل بود از این ماه کم میکنند و دیروز تا امروز هم قطع بود که این هم به حساب مانوشته شده

این هم  از ارائه خدمات مدرن اینترنتی توسط  شرکت پارس اون لاین


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 1:9 موضوع | لینک ثابت


ماجراهای من و idsl

سال گذشته هنگام بازدید از نمایشگاه فناوری اطلاعات که شرکتهای مختلف در آن حضور داشتند غرفه یکی از شرکتها که ارائه دهنده خدمات اینترنت بود نظرمو جلب کرددر این غرفه برای اولین بار خدمات idsl را ارائه میکردند و به نظر من خیلی جالب آمد چون مزایای خوبی نسبت به دیال آپ داشت وبهترین آن استفاده همزمان از تلفن و شبکه اینترنت بود لذا من تقاضای یک سرویس ۶ ماهه را دادم و در همان ابتدای کار گفتند جون شما اولین نفری هستید که این سرویس را خریداری کردین ۱۵ روز رایگان بهتان تعلق میگیره و چون منطقه شما هنوز سیستم برقرار نشده ما حداکثر تا ۱۵ فروردین سیستم را برایتان نصب میکنیم البته زمان نمایشگاه اوایل اسفند بود

به هر حال از ۱۵ فروردین تا ۲۰ خرداد کلی تلفن زدم تا چشممان به جمال مسئولین شرکت منور شد و سیستم را نصب کردند

خیلی باحال بید

دو روز حسابی ذوق زده بودیم   که دیدیم وقتی تلفن میزنیم صدای دیتا توی گوشی کلافه مون میکنه با شرکت مربوطه تماس گرفتم و گفتند باید بیاین شرکت و فیلتر برای خطتون بخرین گفتم چشم و همین کار را کردم و ار صدای مزاحم راحت شدم چند روز بعد دیدم که اینترنت قطع هست با شرکت تماس گرفتم و آمدن هر چه تلاش کردن بی ثمر بود و رفتند حدود سه روز با شرکت مربوطه در تماس بودم تا بالاخره وصل شد و دوباره از سرویس استفاده کردم دو روز بعد از وصل شدن با موبایلم تماس گرفتند که بیاین شرکت وقتی رفتم صورتحساب بلند بالایی حدود ۱۵ هزار تومان دستم دادند که بپردازین گفتم مگر شما پشتیبانی سیستمهاتونو ما باید هزینه اش را بپردازیم گفتند این هزینه ایاب و ذاب ما به مخابراته تا سیستمها رو وصل کردیم خلاصه پرداخت کردم در هر صورت چند بار این ماجرا تکرار شد

بقیه در قسمت بعد


 

نوشته شده توسط حالگیر در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 22:43 موضوع | لینک ثابت


چگونه از یخ زدگی جلوگیری کنیم

با توجه به بارندگیهای اخیر و سرد شدن اکثر شهرهای کشور و متاسفانه از دست رفتن تعدادی از هموطنان در این مورد مطالبی ارائه میکنم انشاالله که موثر واقع شود

يخ زدگي

يخ زدگي در اغلب موارد بدنبال كاهش درجه حرارت محيط به كمتر از صفر درجه سانتي گراد (مثلاً در برف و بوران ) و معمولاً در نواحي انتهايي بدن مثل انگشتان دست و پا , لاله گوش و بيني كه معمولاً پوشش مناسب نيز ندارند , اتفاق مي افتد . اما در صورت تماس با سرما ممكن است در هرقسمتي از بدن ايجاد شود . يخ زدگي بر اساس شدت سرد بودن هوا و سرعت باد مي تواند حتي در مدت زمان كوتاهي اتفاق بيافتد .  افزايش سرعت باد , اثري مشابه به كم شدن دماي هوا دارد . افراد مسن , خسته و گرسنه , مستعدترين افراد براي يخ زدگي مي باشند .

علائم و نشانه ها :

احساس سرما در ناحيه ي مربوطه كه سپس به احساس درد تبديل مي شود .

كرخت شدن يا بي حس شدن ناحيه ي مربوطه

احساس مورمور يا سوزن سوزن شدن در عضو درگير

موضع درگير ( در افراد داراي پوست روشن)  به  رنگ قرمز روشن يا صورتي و (در افراد داراي پوست تيره ) رنگ خاكستري  به خود مي گيرد و در نهايت قسمت سرمازده رنگ خود را از دست داده و به رنگ سفيد تغيير رنگ ميدهد .

بروز تاول و ايجاد تورم

از دست دادن كامل حس , حتي در نواحي كه قبلاً دردناك بوده اند .

تبديل  پوست و اندام صدمه ديده به حالت چرمي شكل يا شبيه موم ( زرد يا سفيد رنگ )

در نهايت عضو صدمه ديده سفت و سخت مي شود و در لمس شبيه چوب يا گوشت يخ زده خواهد شد .

كمك هاي اوليه :

كمكهاي اوليه يخ زدگي تقريباً همانند سرما زدگي مي باشد , البته با رعايت نكات زير :

در صورتي كه عضو صدمه ديده باشد بايد آن را بي حركت كرد .( آتل بندي مناسب ).

از برخورد مجدد عضو صدمه ديده با سرما و باد جلوگيري كنيد.

از انجام كارهاي زير بايد به شدت پرهيز كنيد .

ماليدن يا ماساژ دادن عضو صدمه ديده

ماليدن برف بر روي عضو صدمه ديده

پاره كردن تاول ها

گرم كردن عضو آسيب ديده , به ويژه با حرارت خشك مثل بخاري , شوفاژ , شعله آتش , گرفتن روي موتور خودرو و .... كه البته بايد توجه داشت كه  حرارت به گونه اي نباشد كه باعث صدمه به عضو يخ زده شود . بي حس شدن عضو آسيب ديده سبب مي شود كه مصدوم درد ناشي از حرارت را متوجه نشود , بنابراين توصيه مي شود در صورت وجود آب گرم با درجه حرارت 40 تا 41 درجه سانتي گراد , عضو آسيب ديده را در آب گرم قرار دهيد تا از عوارض احتمالي حرارت (مانند سوختگي , تاول ,... ) جلوگيري شود .

حركت دادن عضو آسيب ديده , به ويژه راه رفتن روي پاي آسيب ديده

ماليدن پماد , كرم يا مواد مختلف ديگر بر روي پاي آسيب ديده

عوامل زير باعث مستعدتر شدن فرد براي سرمازدگي و يخ زدگي خواهد شد :

مصرف دخانيات (سيگار ) يا مصرف نوشابه هاي الكلي و حاوي كافئين , تغذيه نامناسب , خستگي و نداشتن استراحت كافي , مصرف برخي داروها , مصرف الكل , كفش و لباس نامناسب , سن بالا و سابقه بيماري حاد يا مزمن نيز باعث مستعدتر شدن فرد براي ابتلا به سرمازدگي و يخ زدگي خواهد شد .

 


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 1:50 موضوع | لینک ثابت


زندگینامه مرحوم حمید عاملی

زندگینامه "حمید عاملی" که به پدر قصه‌گویی ایران معروف است در مراسم تجلیل خودش در استودیو شماره 8 رادیو تهران 

 در ابتدای این مراسم «حمید عاملی» که روی صندلی چرخ‌دار نشسته بود، به استودیو آمد و قبل از شروع برنامه گفت: من پنجاه سال از زندگی خود را در رادیو گذرانده‌ام و از سال 1330 تا 1340 از شنبه تا پنج‌شنبه در استودیو ارگ برنامه اجرا کردم. وی افزود:در زمان ورودم به رادیو از مرحوم نصرت‌الله محتشم و سارنگ خواهش کردم که کارکردن در رادیو را به من یاد بدهند و عاشق خواندن دو خط شاهنامه بودم.

وی در ادامه ضمن تشکر از خجسته و صفار هرندی برای حضور در این مراسم گفت:‌ با 202 اثر به ثبت رسیده جزو گویندگان پیشکسوت هستم و سعی می کنم زنده بمانم تا از مردم ایران تشکر کنم. باورم نمی شود که آقای خجسته و صفار هرندی کنار یکدیگر بنشینند و مرا مورد تفقد قرار دهند.  
در پایان این مراسم «حمید عاملی» برای مداوا به بیمارستان کسری تهران منتقل شد.

 "حمیدعاملی" که متولد 1320 است فعالیت خود را از سال 1350 در رادیو آغاز کرد و آخرین برنامه وی "قصه‌ یک روز تعطیل" بود که 33 سال به طور مداوم روزهای جمعه از رادیو پخش می‌شد. این برنامه در شهریور ماه سال 1385 به دستور مدیر رادیو تهران متوقف شد و پس از 49 سال، فعالیت حمیدعاملی در رادیو متوقف شد. 


 

نوشته شده توسط حالگیر در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 23:52 موضوع | لینک ثابت


قصه گوی شهیر هم رفت

استاد حمید عاملی قصه گویی که از کودکی با صدای گرم او آشنابودیم هم به دیار باقی شتافت

روحش شاد

این مصیبت را به بازماندگان آن مرحوم و جامعه هنری ایران تسلیت عرض میکنم

 


 

نوشته شده توسط حالگیر در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 22:13 موضوع | لینک ثابت


عذر خواهی

با عرض معذرت از تمام دوستان عزیز

چون موقع آپ سفرنامه متوجه تغییر سایز فونت نشدم دوستان عزیز در خواندن با مشکل مواجه شدند که بینهایت از دوستانی که حالشون گرفته شد تا این مطالب را خوندن عذر میخوام

چه کنم حالگیرم دیگه 


 

نوشته شده توسط حالگیر در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 1:7 موضوع | لینک ثابت


سفرنامه (قسمت آخر)

صبح روز بعد با کوله باری از تجربه و بدون نتیجه ( چون کار اداریم در شهرک آزمایش به دلیل کسر مدارک انجام نشد و دوربین هم با اون گارانتی معتبر و گول زنک ) از خواب بیدار شدم و تصمیم به بازگشت به بندرعباس گرفتم برای همین مثل یک شهروند خوب راهی مترو شدم و تا ایستگاه میدان حر که نزدیکترین ایستگاه به راه آهن بود رفتم وقتی پیاده شدم تا ابتدای خیابان اصلی پیاده رفتم و از آنجا با یک سواری تا راه آهن رفتم چون چند روز زودتر از برنامه باید میرفتم بنابر این بلیط قطاری که برای برگشت تهیه کرده بودم را باطل کردم و از مسئول باجه تقاضا کردم که بلیط جدید برای همان روز صادر کند ایشان فرمودند جا داریم نگران نباش و شما فقط از باجه کنار درب ورودی برگه نوبت بگیر خوشحال رفتم باجه مربوطه و نوبت گرفتم شماره نوبتم ۶۱ بود رفتم که به قسمت صدور بلیط مراجعه کنم که چون با صندلی یک راه ورودی فقط گذاشته بودند و دو نفر از کارکنان راه آهن هم کنترل تردد را بعهده داشتند جلوی منو گرفتند و گفتند کجا ؟ براشون توضیح دادم گفتند هنوز بندر را اعلام نکردند و هر موقع که اعلام کنند ما طبق نوبت صدا میزنیم و تا نوبت شما خیلی مانده فعلا منتظر بشین . ناچار رفتم و روی صندلی نشستم وتا اینکه دیدم دونفراز مسافران بندر عباس که یکیشان را میشناختم به همراه یکی از کارکنان راه آهن اومدن و به باجه جنوب رفتند و بلیط بندرعباس براشون صادر شد . وقتی به نگهبانان محترم اعتراض کردم ایشان فرمودند که بلیط آقایان سهمیه ای بود و بدون نوبت صادر میشه !!!!!!!! البته کسی که بلیط سهمیه ای را گرفته بود یکی از قایقداران بندرعباس بود که شغل شریف قاچاق کالا را به عهده دارند و شاید این شغل هم برای خودش سهمیه خاصی داره   از ساعت ۸ که در راه آهن منتظر بودم تا ساعت ۱۰ حدود ۲۰ تا بلیط سهمیه ای فروخته شد ولی هنوز نفر اول را اعلام نکرده بودند چه برسه به من که نفر ۶۱ بودم به این نتیجه رسیدم که من هم برای خودم بلیط سهمیه ای تهیه کنم یادم آمد دوست عزیزم خانم ولیزاده گفته بودند راه آهن آشنا دارند و هراگر مشکلی داشتین خبر بدین سریع زنگ زدم به ایشان و تقاضای کمک کردم و ایشان هم یک نفر از کارمندان را معرفی کرد تا من پیداشون کنم و زنگ بزنم تا هماهنگی لازم انجام بشه من به محل کار کارمند محترم رفتم ولی از شانس بد من ایشان ماموریت بودند و من دماغ سوخته شدم     مجددا با خانم ولیزاده تماس گرفتم و ایشان گفتند متااااااااااااااسفم     دیدم چاره ای نیست رفتم و منتظر شدم تا نوبتم بشه حرکت قطار ساعت ۱۴:۱۵ بود تا ساعت ۱۳:۴۵ از صدور بلیط خبری نشد و با بلند گو اعلام کردند چون تعویض شیفته کلیه مسافرین تا ساعت ۱۴:۰۵ منتظر نباشن و به کارهاشون برسند من هم مثل تمام مسافران راه افتادم سمت رستوران هنوز از پله ها پایین نرفته بودم که بلندگو اعلام کرد مسافران بندرعباس برگردند تا بلیط صادر کنیم به ناگاه همه برگشتند و صف طویلی در مقابل دو باجه ای که مشخص کرده بودند تشکیل شد و از نوبت و این حرفا خبری نبود اصلا کنترلی در کار نبود و فقط اسم میپرسیدند و بلیط صادر میکردن بالاخره ۲ نفر مانده بود که نوبت من بشه باجه را بستند و گفتند بلیط تمام شد هر چه اعتراض کردیم که پس این نوبت برای چی بود کو گوش شنوا   چاره ای نبود همینطور که با ناراحتی میخواستم خارج شم آقایی گفت بلیط بندرعباس میخوای گفتم بله گفت  قیمتش ۱۵۰۰۰ تومانه(بلیط بندرعباس ۸۸۰۰ تومانه) گفتم چاره ای نیست ولی نمیگذارن با اسم دیگه برم داخل ایشان گفت تضمینی من میفرستمت داخل قبول کردم و پول را پرداخت کردم و با فروشنده رفتم از گیت شناسایی با یک سلام و علیک عبورم داد و مهری هم روی بلیط زدند خلاصه منم شدم مسافر قطار چون مهلتی نبود سریع به سمت قطار رفتم و سوار قطار شدم و به سمت بندرعباس حرکت کردم

ماجراهای داخل قطار را انشاالله در یک قسمت به نام حاشیه های سفرنامه مینویسم

از اینکه محبت فرمودید و سفرنامه را دنبال کردید ممنونم

 انشالله که جایزه ادبی نوبل امسال به سفرنامه من میرسه   


 

نوشته شده توسط حالگیر در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت


آغاز سال 2008

آغاز سال ۲۰۰۸ را به هموطنان عزیز بخصوص هموطنان ارمنی تبریک عرض میکنم


 

نوشته شده توسط حالگیر در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 21:9 موضوع | لینک ثابت


سفرنامه (قسمت پنجم)

وارد شهرک آزمایش که شدم نسبتا خلوت شده بود و چون من با ۱۷ سال قبل مقایسه کردم خیلی از ادارات مثل اجرائیات و شماره گذاری و صدور گواهینامه خلوت شده بود و دیگه نشانی از ازدحام آن زمان نبود اما در گوشه ای دیگر مردمی گرفتار را دیدم که دنبال کارت سوختشان میگشتند و باید در صف طویل تحویل کارت سوخت می ایستادند که آنهم آیا بهشون بدن یا اینکه ندن !! به هر حال کار من که به دلیل کامل نبودن مدارک انجام نشد

از شهرک آزمایش بیرون آمدم و چون میخواستم برم خیابان طالقانی نبش بهار اومدم کنار اتوبان شیخ فضل اله و به هر سواری که آدرسو دادم مبالغی بیشتر از ۵ هزار تومان مطالبه میکردند  خدا به داد شما تهرانیا برسه  بالاخره با راهنمایی یکی از خانمهای منتظر تاکسی قرار شد موهبت استفاده از مترو نصیبم بشه خودمونیم بد جوری دارم به مترو معتاد میشم فکر کنم اگر یک هفته بمونم بشم مسافر برجسته و حرفه ای مترو  با یک تاکسی که به سمت میدان آزادی میرفت تا ایستگاه دانشگاه شریف رفتم و بعد هم ماجراهای گذشته مترو تکرار شد خلاصه در ایستگاه طالقانی از قطار پیاده شدم و چون تا بهار راهی نبود پیاده رفتم و آدرس را پیدا کردم البته باید توضیح بدم که من یکدستگاه دوربین دیجیتال عکاسی و فیلمبرداری در بندرعباس خریدم که هنوز گارانتی آن تمام نشده خراب شده و طبق تعهد شرکت در گارانتی اش میبایستی دوربین را عوض کنند و چون از مدت گارانتی ۲ روز بیشتر نمانده بود و نماینده شرکت در بندرعباس گفت باید زودتر دوربین را به تهران برسونین اگر دیر بشه شرکت ممکنه قبول نکنه بالاخره با یادداشت نماینده شرکت در بندرعباس سراغ شرکت آمدم

شرکت در طبقه پنجم ساختمان بود وارد شرکت شدم و خواسته ام را مطرح کردم مسئول آنجا خیلی محترمانه فرمودند شما باید این دستگاه را تحویل نماینده ما در بندرعباس بدین و اونا برامون ارسال کنند و الان هم شما باید سریع اینو برسونین بندرعباس که اونا هم سریع برسونند به ما تا گارانتی شما تمام نشده باید برسه  گفتم من نامه از نمایندگی دارم و نامه نمایندگی را ارائه دادم ولی ایشان فرمودند نمایندگی اشتباه کرده نباید افراد را راهی تهران کنه باید شماسریع دوربین را ببرید بندرعباس تحویل نمایندگی بدین تا اونا قبل از اتمام گارانتی به ما برسونند گفتم شما حالتون خوبه من چطوری اینو ببرم بندرعباس و دوباره بفرستن تهران اونم ظرف دو روز که جواب دادن این مشکل شماست تازه وقتی بیاد کارشناسای ما باید تایید کنند که مشکل از ناحیه شرکت بوده نه شما تا ما تعویض کنیم خلاصه کلی بحث و فحش و فحش کاری کردیم و به جایی نرسیدم و دو دست از دو پا درازتر با اعصابی داغون وارد مترو شدم و تا کرج با مشکلات خاص مترو رفتم و از آنجا هم چون سواری نایاب بود با اتوبوسی که میخواست حرکت کنه بزور از درش آویزان شدم . به هر بد بختی بود خودمو جا دادم

ادامه دارد

بزودی قسمت ششم و آخر سفرنامه  


 

نوشته شده توسط حالگیر در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 0:23 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting