حالگیری

چرا باید سماق مکید؟؟؟؟؟؟؟؟

درخت سماق شبيه درخت انار است و دانه هاى خوشه اى به شكل عدس دارد. سماق يكى از منابع مهم ويتامين ث است وسموم را از بدن بيرون مى راند.
سماق علاوه بر مصارف غنايى به عنوان چاشنى و ادويه، مصرف دارويى نيز دارد. طعم ترش سماق، بزاق دهان را افزايش مى دهد و به هضم غذا كمك مى كند. سماق خاصيت جمع كنندگى دارد. ازاين رو در درمان اسهال، استفراغ و خونريزى ها بويژه خونريزى لثه ها مفيد است.
سماق خاصيت آنتى بيوتيكى و ضدعفونى كننده دارد و در اسهالهاى ناشى از مسموميت بسيار مفيد است. سماق خوراكى را از پوست دانه هاى آن تهيه مى كنند. طبيعت سماق سرد وخشك است. از اين رو براى تقويت احشاء گرم مزاجان مفيد است. سماق دفع كننده صفرا، قى و به هم خوردگى مزاج، خونريزى معده و قطع كننده اسهالها چه در مورد اسهال مزمن و مسموميت غذايى و چه در موارد گرمازدگى است.
سماق در درمان بواسير، ورم ها، زخم هاى رطوبتى چشم، فساد لثه ها، زخم هاى آبدار، لك و پيسى، سفيدك، كك و مك و ورم چشم مفيد است.
آب جوشانده برگهاى سماق، آرامبخش كولون وبرطرف كننده خارش بدن و درمان بى اختيارى ادرار است و ضماد برگهاى آن بر روى شكم كودكان اسهال و شكم پيچه را برطرف مى سازد. مقدار مجاز مصرف خوراكى سماق براى بزرگسالان هر روز ۲۰گرم مى باشد.
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:48  توسط حالگیر  | 

چرا باید سماق مکید ؟؟؟؟؟

سماق درختچه ایست کوهستانی که میوه‌های خوشه‌ای دارد و میوه‌ٔ آن پس از کوبیده شدن به عنوان چاشنی، همراه با غذاهایی همچون کباب استفاده می‌شود.

سماق اسم عربی است و فارسی آن سماک می باشد. درختچه سماق در شمیران تفرش خراسان قم محلات شیراز رودبار تبریز و بعضی از کشورهای خاورمیانه می روید. سماق برای دندان درد مفید است و اشتها را تحریک می کند. لثه را تقویت و از خونریزی معده جلوگیری می کند. به دلیل داشتن تانن فراوان قابض و پاک کننده معده می باشد. خوردن سماق تازه ایجاد مسمومیت می کند.همچنین سماق برای بیماران دیابتی بسیار مفید است

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:43  توسط حالگیر  | 

اوشین و یانگوم

سالها قبل وقتی سریال سالهای دور از خانه یا بقول آنروزیها اوشین را تلویزیون پخش میکرد و مردم کشورمان با اشتیاق عجیبی این سریال را دنبال میکردند مسئولین کشور ژاپن چنان تعجب کردند که چرا سریال فقر و فحشا (اوشین) در کشوری که اعتقاداتشان با خیلی از محتوای آن مخالف است و آن هم کشوری که تازه انقلاب شده بود و رسانه های غربی از رفتارحاکمین با زنها در رسانه هایشان داستانها میگفتند و نشان میدادنداینقدر تماشاگر دارد طوری که موقع پخش این سریال خیابانها خلوت میشود به هر خال مسئولین ژاپن به ایران سفر کردند و با تعجب دیدند داستان این سریال عوض شده و دوباره این سریال را از ایران برای نمایش در تلویزیونهای خودشان خریدندجال نوبت سریال جواهری در قصر یا یانگوم شده است و احتمالا بزودی مسئولین کره ای برای خرید این سریال اقدام میکنند نظر شما چیه ؟؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 17:50  توسط حالگیر  | 

هشدار در مورد داروهای اعتیاد آور

مصرف بعضی از داروها موجب اعتیاد می شود یعنی فرد دچار وابستگی جسمی و یا روانی به آن دارو می شود بطوریکه اگر مصرف آن ماده را قطع کند علائم و عوارض ناشی از ترک ژدید می آید .

معمولا جوانها این داروها را به خاطر بعضی از اثرات زودگذر آنها مورد سوء مصرف قرار می دهند . در بعضی از موارد هم ممکن است ابتدا دارو با نظر پزشک مورد تجویز قرار گیرد ولی مصرف طولانی و یا غیر ضروری و اکثرا افراطی آن داروها سرانجام منجر به اعتیاد خواهد شد .


۱ - مواد دارویی مخدر شبه تریاک :

کدئین - مرفین - پتدین - متادون - ترامادول - بوپرونورفین - دیفنوکسیلات

 

کدئین : دارای اثرات ضد درد و تسکین دهنده است و در بازار دارویی ایران در ترکیب با استامینوفن (استامینوفن کدئین ) ، آسپرین ( آسپرین کدئین ) ، شربت سرفه  ( اکسپکتورانت کدئین ) وجود دارد .

مرفین و پتدین : به شکل آمپول موجود می باشد که مصارف درمانی آن در دردهای شدید ناشی از بیماری سنگ های ادراری یا پس از عمل جراحی بعنوان تسکین دهنده می باشد که می تواند مورد سوء مصرف قرار گیرد .

 

ترامادول : اخیرا به عنوان ضد درد به شکل کپسول و آمپول در بازار دارویی ایران وجود دارد . شکل تزریقی آن با نام پیرالژین نیز در دسترس می باشد .

 

بوپرونورفین : این دارو به صورت آمپول با اسامی تجاری تمجیزک ، درجزک و ... بصورت غیر قانونی وارد کشور می شود و اخیرا سو مصرف زیادی پیدا کرده است . ضمنا قرص زیر زبانی آن در حال تولید در کشور می باشد .

 

متادون : از این دارو برای ترک اعتیاد به مواد مخدر نیز استفاده می شود . ولی به جهت اینکه خود دارای اثرات مخدر است موجب اعتیاد می شود .

 

دیفنوکسیلات : این دارو از دسته داروهای ضد اسهال مخدر است که مصرف طولانی مدت مقادیر بیش از حد درمانی آن موجب وابستگی جسمی می شود و علاوه بر آن سریعا نسبت به اثرات ضد اسهالی آن تحمل ایجاد می شود بدین معنی که با قطع دارو بیمار دچار اسهال شدید می گردد .

( در ضمن داروی لوپرامید نیز از جمله داروهای ضد اسهال بدلیل اثرات شبیه به دیفنو کسیلات می تواند مورد سوء مصرف قرار گیرد )


۲ - بنزودیازپین ها : دیازپام ، لورازپام ، اگزازپام ، کلونازپام ، تمازپام ، فلورازپام ، الپرازولام ، کلردیازپوکساید از جمله داروهای بنز و دیازپینی نوجود می باشد .

 این گروه یکی از شایعترین داروهای مورد سـوء مصـرف هستند که برای رفـــع       بی خوابی ، اضطراب و بیقراری استفاده می شوند . معتادان به مواد مخدر گرایش زیادی به استفاده از این داروها دارند . در بسیاری از این موارد پزشکان نسبت به تجویز این داروها برای رفع بی خوابی مبادرت می نمایند ولی باید دانست که مصرف طولانی مدت آنها موجب اعتیاد می شود .


۳ - فنوباربیتال : داروی ضد تشنج است که دارای اثرات تسکین بخش و خواب آور می باشد . مصرف طولانی مدت آن به خصوص همزمان با سایر داروهای تضعیف کننده مغز شدیدا اعتیاد آور است . علائم مسمومیت با فنوباربیتال مثل الکل بوده و شامل تکلم بریده بریده ، خواب آلودگی و خلق افسرده می باشد . قرص مپروبامات نیز از دسته باربیتورات ها بدلیل اثرات آرامبخشی و ضد اضطرابی و شل کنندگی عضلانی مورد سوء مصرف قرار می گیرد .


۴ - آمفتـامین : این داروها تحت عنوان محرک زاهـابی نهایت اعتیاد آور و خطرناک    می باشند . از ترکیبات این دارو می توان متیل فنید یت ( ریتالین ) را نام برد که به صورت قرص معمولا توسط دانشجویان که در موقع امتحانات خواهان بیداری و توجه طولانی مدت هستند و نیز در رانندگان کامیونها مورد سوء مصرف قرار می گیرد .


از انواع دیگر امفتامین ها می توان اکستیسی ( ۳ و ۶ متیلن دی اکسی مت آمفتامین ) که بصورت خوراکی مصرف می شود را نام برد که اخیرا در مجالس و شب نشینی ها سوء مصرف زیادی پیدا کرده است . مصرف آمفتامین ها ممکن است موجب بروز توهمات بینایی و شنوایی ، هذیان و رفتارهای پرخاشگرانه شود . افسردگی در صورت مصرف طولانی مدت آنها بروز می کند . مصرف مکرر اکستیسی دارای سمیت عصبی نیز می باشد .


افزایش میزان سوء مصرف بسیاری از داروهای دیگر شامل انواع ویتامین ها و مواد نیروزا از جمله ناندرولون و تستوسترون در بین جوانان مشاهده می شود که آثار زیانبار جسمی و حتی روانی روانی خواهند داشت و اغلب در افراد دچار بیماریهای اضطرابی و یا اختلال شخصیت شیوع بیشتری دارند . متاسفانه سوء مصرف مواد نیروزا بنا به توصیه افراد نا آگاه روز به روز در باشگاهها و میادین ورزشی در حال افزایش می باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 23:43  توسط حالگیر  | 

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 19:21  توسط حالگیر  | 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:48  توسط حالگیر  | 

تعرفه گدائی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 20:13  توسط حالگیر  | 

يه روز يك پير زن ميره دندان پزشكي همه دندنهاشو ميكشه به غير از يكي مي پرسن چرا فقط اين يكي راجا گذاشتي براي اينكه با اين يكي چادرم را بگيرم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:35  توسط حالگیر  | 

چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:50  توسط حالگیر  | 

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متنا سبم؟

مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 0:42  توسط حالگیر  | 

فکر کنم رفتیم تو جنگ خانمها و آقایون

بنظر شما کی میبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 0:6  توسط حالگیر  | 

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 23:57  توسط حالگیر  | 

مقايسه خانم با توپ در سنين مختلف:
خانم ها در :
18 سالگي مثل توپ فوتبال هستند 22 نفر دنبالشون ميكنن
در 28 سالگي مثل توپ هاكي هستند 10 نفر دنبالشون ميكنن
در 38 مثل توپ گلفه يه نفر دنبالشه
در 48 مثل توپ پينگ پنگه دو نفر هي اونو از خودشون دور ميكنن و به طرف مقابل پاسش ميدن
در 58 سالگی مثل توپ جنگه كسي جرات نمي كنه از 10 متريش رد بشه

واما 

آقايووون مثل:مخلوط كن ميمونن تو هر خونه يدونه هست ولي به هيچ دردي نميخورن !!
اقايووون مثل: پيام بازرگاني هستن حتي يك كلمه از حرفايي رو كه ميزنن نميشه باور كرد!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 23:51  توسط حالگیر  | 

نقشه شهر مشهد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 20:46  توسط حالگیر  | 

مشهد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 20:33  توسط حالگیر  | 

خصوصيت آقايون

1. خوشگل تر از خودشون نميتونن ببينن.

2. هر روزي كه باهاشون اشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه.

3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن.

4. روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت.

5. هر وقت دير ميكنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن.

 6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب 40 درجه ميكنن

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 20:9  توسط حالگیر  | 

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند

در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود

در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت

بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد

علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت

البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست

در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد

سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است

آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند

حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش.ط

در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.ز

در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.ی

و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان ""پیرهن مشکی""به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.ط

رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان""دیگه نمی تونم ""را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.ط

رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد

چرا مشکي رنگ عشقه ؟ از زبان رضا صادقی

وقتي توي خيابون و اين ور اونور هستم هر کي بهم ميرسه ازم اول ميپرسه چرا مشکي رنگه عشقه؟

همه ميپرسن از من چرا مشکي رنگ عشقه؟
اصلا کيو ديدي که رنگ عشق مشکي گذا شته؟

يا ميپرسن چي شد که مشکي پوش شدي؟ اکثرا فکرميکنن که من يه نامزدي داشتم که فوت کرد و من مشکي پوش شدم !!!

همه ميپرسن که توي تصادفت که نامزدت فوت کرد پاتم آسيب ديد؟ !!!!

بايد در جواب بگم که اگه بيت اول پيرهن مشکي رو خوب گوش کرده بودين ميگم:

پيرهن مشکي من از غم نيست

من اصلا تا حالا نامزدي نداشتم که حالا فوت هم کرده باشه( براي همين حرفاي نگفته ي من کم نيست) . پيرهن مشکي واسه ما مشکي پوشا يه اعتقاد مقدسه .

اولين چيزي که باعث شد مشکي رنگ عشق بشه صداقت خانه ي کعبه است که با رنگ مشکي پوشيده شده و چون خداوند مظهر همه ي خوبي ها و عشق مطلق است پس مشکي رنگه عشقه مثل چشماي مهربون مادرم که نوکرشم .

مشکي يه رنگ ساده است که گول رنگاي ديگرو خورده ( البته تو ادبيات من) و به رنگ پليدي تشبيه شده .

خداوند ميفرمايند:و شب را مايه ي آرامش قرار داديم . رنگ شب مشکيه پس خداوند هم مشکي رو قبول دارن و مايه ي آرامش قرار دادن تا شب با اون رنگ
معني پيدا کنه .

هيچ کسي دليل قانع کننده اي نداره که بگه مشکي رنگ پليديه بلکه اگه مشکي رنگ پليدي بود هيچ قرآني رو با رنگ مشکي نمينوشتند شب به احترام رنگ مشکي همه چيز رو ساکت ميکنه و با رنگ مشکي ما ارامش ميگيريم پس نميتونه رنگ پليدي باشه
 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 23:59  توسط حالگیر  | 

مصاحبه رضا صادقی


برای مشکی‌پوشیدن تعمدی دارید؟


نه. فقط لذت می‌برم. اتاق من هم مشکی هست. اصلا تعمد خاصی ندارم و چیزی رو هم القاء نمی‌کنم.
چند وقت پیش یکی از دوستانم وقتی اتاقم رو دید گفت که خیلی قشنگه! من هم اتاقم رو مشکی رنگ می‌کنم. گفتم تو ابلهانه‌ترین کار ممکن رو می‌کنی! چون این کار برای من قشنگ هست که دوستش دارم اما تو فقط می‌خواهی ادا درآوری...


بی‌خیال مشکی شدیم و از او درمورد خودش پرسیدیم:


بچه‌ی بندر عباسم. البته اصالتا مینابی هستم. متولد 1358 در تابستان. الان ساکن تهرانم اما بندر رو ترجیح می‌دهم.


بندر چه چیزی داره که اینجا نداره؟


ایجا چیزهای خوبی داره که به درد آدم‌های خوب اینجا می‌خوره و بندر هم چیزهای خوبی داره که به درد بندری‌ها و آدم‌هایی که آن‌جا به دنیا آمدند می‌خوره. چیزهایی آنجا داره که من در اینجا کمتر دیدم. مثلا آنجا اگر کسی سه کوچه آن‌ورتر کوچک‌ترین اتفاقی برایش بیفته همه به سراغش می‌روند.
تهران مال تهرانی‌هاست. من هم خدا می‌دانه که اگر به خاطر پیشرفت و اعلام کار به صورت گسترده‌تر نبود هیچ‌وقت نمی‌آمدم یکی اضافه بشوم به این جمعیت زیاد این شهر تا آسایش خود تهرانی‌ها رو بگیرم.
ولی اگر روزی بتوانم موفقیت‌هایی رو که در ذهنم هست تا حدودی به آن‌ها برسم برمی‌گردم شهرم.


به کجا می‌خواهید برسید. نقطه‌ی ایده‌آل شما کجاست؟


رک بگویم که اصلا تو فکر ماهواره و تلویزیون و این مجله و آن مجله نیستم. همین‌طور که می‌بینید کارهای من بیرون آمده ولی خیلی‌ها من رو نمی‌شناسند. از این‌که کارهایم غیرمجاز پخش شده ناراحت نیستم. خیلی هم خوشحالم از اینکه یک نفر کار مرا می‌شنود و یا خوشش می‌آید، یا بدش. حتی کسی که از کارم بدش می‌آید برایم لذت‌بخش هست! نمی‌خواهم شعار بدهم ولی کسی که بد می‌گوید حتما نسبت به کار من بی‌تفاوت نبوده.
من دراین راه می‌خواهم یک سری اعتقاداتی رو که قبول‌شان دارم و باور کرده‌ام و دارم با آن‌ها زندگی می‌کنم در آثارم بیان کنم و به آنها برسم.
همین که پیش خودم بگویم که آقا رضا تو توانستی برایم بس است. خدا وکیلی من نه می‌خواهم خواننده باشم نه شاعر و نه نوازنده . اصلا این کاره نیستم. فقط می‌خواهم فکرهای اندک خودم رو که نمی‌دانم می‌تواند از نظر بقیه قابل قبول باشه یا نه ارائه بدهم. توی این راه هم به کسی نیاز ندارم. نمی‌خواهم بگویم که من دراین راه نیاز به پشتیبان دارم. من همیشه گفتم که نون عشق‌و می‌خورم منت نونوا ندارم...


یعنی در حقیقت موسیقی برای شما یک ابزاره؟


دقیقا. در مقابل بزرگان گزافه‌گویی محض است که بخواهم بگویم که من موسیقیدان هستم. در زمینه‌ی موسیقی من تحصیلات آکادمیک نداشته‌ام و بد و بیراه می‌دانم به اهل موسیقی اگر بگویم که رضا صادقی یک موسیقیدان هست.
همانطور که شما گفتید موسیقی برای من یک ابزار زیباست که زیبایی‌های در ذهنم رو با آن القاء کنم.


موسیقی بندری چقدر به کار شما تأثیر گذاشته و آیا صرفا کار بندری انجام می‌دهید؟


من در موسیقی‌هایم به ریتم توجه زیادی دارم. در واقع این آگاهی از ریتم در بچه‌ی 7-8 ساله‌ی بندر به خوبی دیده می‌شود. من هم حساسیتم به این موضوع از این جا ناشی می‌شود. من صرفا کار بندری نمی‌کنم. چون اگر می‌خواستم این کار را انجام دهم نمی‌توانستم خیلی چیزها رو به بقیه‌ی جاها القاء کنم.
در مورد موسیقی بندری هم بگویم که در ایران اکثرا موسیقی بندر عباس رو با موسیقی بندر خرمشهر و بوشهر اشتباه می‌گیرند. موسیقی این نواحی کاملا با هم متفاوت است. ضمن اینکه فضای دریا و صید هم اگر می‌خواستم در موسیقی‌ام به کار ببرم خیلی تکراری می‌شد. برای همین هم از چیزهایی که بکرترند استفاده کردم. مثلا از خانه‌های بندری که با خشت و گل ساخته می‌شود. در واقع این هم یک باور جدیدی در موسیقی بندری بود.
این را هم بگویم که موسیقی من موسیقی فولکلور نیست! به نظرم اگر کسی می‌خواهد موسیقی بندری بزند باید با سازهای بندری این کار را انجام دهد. اگر من بخواهم با یک کیبورد بندری بخوانم ارزش موسیقی شهرم رو پایین آوردم.


سه چهار ماه پیش به یکباره رضا صادقی خیلی گل کرده بود اما به همان سرعت هم اسمش از سر زبان‌ها افتاد فکر می‌کنی دلیلش چیست؟ و آیا در این کار تعمدی داشتی؟


تمام کارهای دنیا همینه. ببینید بهترین کارهایی که در قدیم ساخته شده‌اند درست است که در یک برهه از زمان بسیار با استقبال فراوان روبرو بوده و همه‌ی مردم آن‌ها را دوست داشته‌اند اما الان مردم از آن اثر به عنوان یک خاطره‌ی خوب یاد می‌کنند.
این یک وجه موضوع و وجه دیگرش این‌که در همان زمان کارهای من به قول یکی از دوستانم مثل قارچ بین مردم آمد. اکثر کارها یعنی 95 درصد کارها جنبه‌ی آزمایشی داشت. یادم می‌آید همین ترانه‌ی «بغض ترانه» وقتی در استودیو ضبطش به پایان رسید گفتم ok و هنوز خیلی‌ها که آن کار را دارند با ok آخرش می‌شنوند! دیگر این کار را نکردم. صرفا به خاطر این‌که در آن زمان من خیلی دچار مشکل شدم.
خواستم از این به بعد اگر قرار است کاری انجام بدهم طوری انجام دهم که لااقل بتوانم بعدا از کار دفاع کنم. وقتی کار من آمد بیرون آقای صولتی آن را خواند. نتوانستم کاری کنم. حتی آقایی در دوبی پیدا شد به نام مهرشاد که کارهای مرا می‌خواند و مدتی همه من را به اسم مهرشاد می‌شناختند! در این مورد هم نتوانستم کاری کنم.
ناگزیر بودم یک مقدار سکوت کنم و بهانه‌ای دست کسی ندهم.


در مورد کاست جدیدتان هم توضیح دهید. بالاخره مجوز گرفت؟


بله. خدا راشکر این کار مجوز گرفت. «حرف آخر» اوایل سال جدید به بازار خواهد آمد. در این کار از تکنیک‌های متفاوتی بهره‌گرفتم که کمتر استفاده می‌شده.


مجردید؟


بله. موسیقی چیزی‌ست که شریک نمی‌خواهد. بالاخره کسانی‌که این تجربه را کرده‌اند می‌دانند که همسر آدم دوست دارد تمام احساس مال او باشد، موسیقی هم دوست دارد که تمام احساس آدم را مال خودش کند. بنابراین مجردم!


به سازهای ایرانی هم علاقه دارید؟


به تار علاقه‌ی زیادی دارم.


هفت سنگ هم بازی کرده‌اید؟


خیلی از بازی‌ها رو دوست داشتم بکنم اما نشد. شطرنج رو خیلی دوست داشتم اما اولین باری که بازی کردم باختم و دیگر شطرنج بازی نکردم.


دوست داشتید هفت‌سنگ بازی کنید؟


راستش را بخواهید نه! از بازی‌های دودویی خوشم نمی‌آمد. همین فوتبال رو هم اگر پرسپولیس نبود اصلا نگاه نمی‌کردم!


حمید می‌گوید: فکر کردم باید طرفدار ابومسلم مشهد باشید چون مشکی می‌پوشند؟


اون‌ها که کارشان خیلی درست هست. اتفاقا توی یکی از بازی‌هاشان تماشاگران پارچه‌ی مشکی رو دست‌شان گرفته بودند که رویش نوشته بود مشکی رنگ عشقه!


چه چیزی شما را عصبانی می‌کند؟


یک زنگ تلفن که به من چیزی از آن طرف خط بگوید که نیستم. مثلا به من بگویند که تو آدم مغروری هستی! وقتی هم عصبانی می‌شوم نه جایی می‌روم و نه تلفنی جواب می‌دهم. ترجیح می‌دهم تنها باشم.


چه‌چیزی رضا صادقی را خوشحال می‌کند؟


دیدن مادرم...


فکر می‌کنید با آمدن کاست شما دوباره برسر زبان‌ها می‌افتید؟


بله. امیدوارم که مردم دوباره مرا بپذیرند. خیالتون راحت تا دنیا دنیاست، تا ایران ایرانه، تا جوون جوونه می‌گه مشکی رنگ عشقه! یا لااقل10 سال دیگه می‌گن بابایی بود که می‌گفت مشکی رنگ عشقه!


به کلاغ علاقه دارید؟


به خاطر پرروییش خیلی دوستش دارم. در واقع دلم برایش می‌سوزد. از بس که کلاغه مجبوره که پر رو باشه!


کمی هم فضا را به اصطلاح عیدانه کردیم:

عید امسال چه می‌کنید؟


هیچ‌وقت نمی‌آیم مشکی‌پوشیدنم رو برکسی تحمیل کنم. این نمی‌شود که چون من دوست دارم و لذت می‌برم از مشکی بیایم آن را تحمیل کنم. به قول یکی از دوستان شگون نداره که سرسفره هفت سین با لباس سیاه نشست. منم قبلا وقتی می‌دیدم در خانواده همه خوشحالیم اما همه از سیاه پوشیدن من حالتی دارند ترجیح می‌دادم که آن لحظات را بیرون باشم و جایی که راحت باشم.
اما امسال عید کاملا فرق می‌کنه! امسال خیلی‌ها فهمیدند که مشکی رنگ عشقه. خودم می‌خواهم امسال همین‌جا سفره‌ی هفت‌سین بیندازم. عیدی زیر قرآن بگذارم. فکر می‌کنم خیلی سال خوبی باشه برای من امسال. سال 83 هم خیلی خوب بود.


از عید بچگی‌ها هم بگو؟


آن عیدها پر از قشنگی بود. خیلی قشنگ‌تر و به یادماندنی‌تر از الان. کمتر کسی آن زیبایی‌ها رو لمس می‌کنه. انتظار تحویل شدن سال، خالی کردن ظرف پسته و آجیل، عیدی گرفتن از دست بزرگ‌ترها برایم فراموش نشدنی هستند.
یادم می‌آید یکبار پسرعمه‌ بزرگم سرم رو کلاه گذاشت. اون موقع از این ده تومانی‌ها که عکس مدرس دارند تازه آمده بود. پسرعمه‌ هم به من می‌گفت این ها رو نمی‌گیرند من از تو پنج تومان می‌خرم. این بود که من پنج تومان می‌گرفتم و اسکناس ده تومانی به او می‌دادم!


لحظه‌ی سال تحویل تا به حال ساز زده‌اید؟


پارسال سال تحویل خیلی تنها بودم. از این سه چهار سال هم که تنها بودم تنهاتر! تهران بودم. خیلی دلم برای خودم سوخت. توی تصورم بود که الان همه‌ی فامیل توی خانه‌ی ما جمع شده‌اند و من نیستم. مجبور شدم پناه ببرم به ساز و کار «بغض ترانه» همانروز ساخته شد.


عیدی چه می‌خواهید به مردم بدهید؟


قرار است از طریق سایتم ترانه‌ی پرچم مشکی را به مردم عیدی بدهم.


چی دوست دارید عیدی بگیرید؟


یک ده تومانی که عکس مدرس رویش باشه


دوست داری اولین کسی که می‌آید اینجا عیددیدنی چه کسی باشه و چه کسی می‌آید؟


تخیلی اگر بخواهم بگویم دوست دارم مادرم بیاید. اما دوست خوبم هومن البرز می‌آید. امسال مطمئن هستم که همه‌ی دوستانم می‌آیند. شما هم که زنگ می‌زنید.


ما اصلا می‌آییم با ده تومانی مدرس!


و در این قسمت از مصاحبه بود که حمید باز هم از خاطره‌ی بم و کافی‌نت معروفش گفت...

نظرت درباره‌ی صدای خودت چیست؟


بعضی وقت‌ها از صدایم خیلی بدم می‌آید. یعنی وقتی گوش می‌دهم اعصابم خورد می‌شود. ولی بعضی وقت‌ها هم خیلی خوشم می‌آید.


از کدام یک از کارهای خودتون بیشتر لذت می‌برید؟


دلم برات تنگ شده جونم یا همان بغض ترانه که گفتم چون در یک لحظه‌ی حسی خیلی خوب ساخته شد. آهنگ « وقتی که نگاهم به نگاهت خیره می‌شه» احساس می‌کنم خیلی رویایی و خوب درآمده و آهنگ جدیدی به نام « روزها گذشت».

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 23:34  توسط حالگیر  | 

من آمده ام

من آمدم تا با مطالب درهم و برهمم حال همه را بگیرم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:47  توسط حالگیر  |